ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
685
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
همه انبيا و اوليا و بزرگان دين براى اين آمدند كه مردم در مذهب خود آزاد نباشند و يكسره بتوحيد حضرت بارى ( جلجلاله تعالى ) بگروند . و بههرحال ، مرحوم مير پس از دوازده روز از آنجا بدر شده تا بلكهنو رسيد ، و درباره آن فرمايد : آن بحذف هاء مكتوبى بر وزن مشنو مىباشد ، و در آنجا آصف الدوله بهادر يحيى خان از وى پذيرائى شايان نمود ، و اين بهادر يحيى خان دستگاه باعظمتى و مخصوصا كتابخانهئى محير العقول داشته ، و شايد مرحوم مير حامد حسين كه در ( 1306 ) بيايد و كتابخانه او را بعظمت ستودهاند آن كتابخانه را بدست آورده . و چون دوسه ماه در آن شهر ماند ، هزال بدن ؛ كه از اثر نوبه بهم رسيده بود بر طرف و مزاجش باستقامت باز آمد . اتفاقا در آن روزگار وى گرفتار محبت فرنگى بچهئى دلربا گرديد و بطورى شيفتهء او شد كه مزيدى بر آن متصور نبود ، و به حكم قضيه كليه عشق و محبت ، قوت جاذبه هريك از طرفين را بىطاقت نمود ، در اينجا خود نوشته كه بعضى از محرمان بتدابير ستوده چاره را مىگفتند ليكن من بعلو همت ؛ تن بدان در نمىدادم تا در يكى از ليالى متبركه از روى خلوص عقيدت از درگاه حضرت احديت كه مقلب القلوب است ازاله محبت محبوب را خواسته و زوال آن مرض را مسئلت نمودم و قبل از آنكه آويزى شود آن دعا باجابت مقرون و از بلايش رهائى يافتم ، و مدتى ديگر در چند شهر هند در هريك زمانى ماند تا نامهئى از سيد محمد بن سيد عبد الكريم بوى رسيده و عزم آمدن بايران نمود . پس متعلقان خود را با جهاز بمچلى بندر فرستاد و خود در 14 شوال سنه 1214 از راه خشكى با محفه كه آن را هنود بدوش كشيده و بسرعت باد و برق مىرفتند حركت كرده و پس از پانزده روز دو ماه و نيم راه را طى كرده بمچلى بندر رسيد و اهل بيت او هم آمده بودند ، پس خود باز مجردا به سمت حيدرآباد حركت كرد و در 24 ذىالحجه بدانجا وارد شد ، و چون در آن ايام پسر عمش مير عالم كه در ( 1223 ) بيايد ، در يكى از قلاع حبس نظر بود ، وى قريب يك سال و نيم براى استخلاص او آنجا ماند . و در خلال اين احوال در أواخر سال 1215 شروع بتأليف كتاب « تحفة العالم » نمود و آن را بنام آن پسر عم معظم ناميده و تحفهء درگاه او كرد ، و در ج 1 سنه 1216 باتمام رسانيد .